بعضی از افراد خودشون رو ملزم میدونند که از دیگران حمایت کنند
برای بسیاری از افرادی که در کودکی دیده نشدند مراقبت اجباری باعث میشود احساس کنند قدرتمندند، قهرمانی هستند که با بحرانها سازگار میشود، و کوهی هستند که هرکسی وقتی مشکلی دارد میتواند به آنها تکیه کند. و درحالیکه این افراد خودشان احساس نیاز و وحشت دارند، اما این احساسات را دیگر در خودشان نمیبینند، بلکه فقط در دیگران میبینند. به همین خاطر آنها راحت با افراد نیازمند ارتباط برقرار میکنند و راهی برای بهترشدن آنها مییابند. اصلاً به همین علت است که برخی از این کودکان دیدهنشده تصمیم میگیرند وارد شغلهای حمایتی شوند، مثل شغل رواندرمانی.هر کدام از این افراد در یک جایی از این طیف قرار دارند: در یک سر طیف، آنها بر اساس رنجهایی که خودشان داشتند با افراد دردمند احساس نزدیکی میکنند (شفادهندۀ زخمی)، و در سر دیگر طیف، کاملاً با رنجهای خود قطع ارتباط کردهاند و تمام تلاششان را میکنند که مطمئن شوند آن رنج مربوط به دیگری است. در هر دو حالت، توانایی کمککردن مؤثر به دیگران بستگی دارد به توانایی آنها برای اینکه هم رنج خودشان و هم رنج طرف مقابل را در ذهنشان داشته باشند، و درعینحال، آنها را جدا از هم نگه دارند تا بتوانند تفاوت بین رنج خودشان و رنجی را که میخواهند به آن کمک کنند درک کنند. از طرفی، میزان کمکی که آنها میتوانند به دیگران بکنند بستگی دارد به اینکه رابطهشان با میزان قدرت خودشان چگونه است و چقدر در فرایند رواندرمانی خودشان روی این موضوع کار کردهاند.
حمایت از دیگران چیست؟
حمایت از دیگران به معنای ارائه کمک عاطفی، مالی یا عملی به افراد دیگر برای بهبود وضعیت آنها یا کاهش مشکلاتشان است. این حمایت ممکن است بهصورت داوطلبانه یا به دلیل فشارهای اجتماعی و فرهنگی انجام شود. برخی افراد این رفتار را بخشی از هویت خود میدانند و آن را بهعنوان یک وظیفه اخلاقی یا عاطفی میپذیرند. اما چرا برخی بیش از دیگران خود را ملزم به این کار میدانند؟ در ادامه، به عوامل کلیدی این موضوع میپردازیم.
۱. ریشههای روانشناختی حمایت از دیگران
یکی از دلایل اصلی احساس وظیفه برای حمایت از دیگران، نیاز به احساس معنا و ارزشمندی در زندگی است. بر اساس نظریه سلسلهمراتب نیازهای مازلو، پس از تأمین نیازهای اولیه مانند غذا و سرپناه، افراد به دنبال ارضای نیازهای اجتماعی و عاطفی مانند تعلق و احترام هستند. حمایت از دیگران میتواند این نیازها را برآورده کند و به فرد حس هدفمندی و ارزشمندی بدهد.

افراد با ویژگیهای شخصیتی مانند همدلی بالا یا حساسیت عاطفی اغلب تمایل بیشتری به مراقبت از دیگران دارند. این افراد، که گاهی بهعنوان شخصیتهای «مراقب» شناخته میشوند، از کمک به دیگران لذت میبرند و این رفتار را بخشی از هویت خود میدانند. برای مثال، روانشناسان معتقدند که افرادی با سطح بالای همدلی، بهطور طبیعی به سمت حمایت از دیگران کشیده میشوند، زیرا قادرند احساسات و نیازهای دیگران را عمیقاً درک کنند.

۲. نقش تربیت و محیط خانوادگی
تربیت خانوادگی تأثیر عمیقی بر تمایل به حمایت از دیگران دارد. در خانوادههایی که ارزشهایی مانند نوعدوستی، فداکاری و مسئولیتپذیری نسبت به دیگران آموزش داده میشود، افراد معمولاً این رفتارها را در بزرگسالی نیز ادامه میدهند. برای مثال، کودکی که شاهد کمک والدین به دیگران بوده یا خود مسئولیت مراقبت از اعضای خانواده را بر عهده داشته، ممکن است این نقش را در زندگی بزرگسالی خود نیز بپذیرد.
در برخی موارد، افرادی که در کودکی نقش حامی را در خانواده ایفا کردهاند (مانند مراقبت از خواهر یا برادر کوچکتر)، این رفتار را بهعنوان یک الگوی ثابت در زندگی خود نهادینه میکنند. این افراد ممکن است به دلیل عادت یا انتظارات خانوادگی، خود را ملزم به حمایت از دیگران بدانند، حتی اگر این کار فشار روانی زیادی به آنها وارد کند.
۳. تأثیر فرهنگ و انتظارات اجتماعی
فرهنگ و جامعه نقش مهمی در شکلگیری احساس وظیفه برای حمایت از دیگران دارند. در فرهنگهای جمعگرا، مانند فرهنگ ایرانی، ارزشهایی مانند همبستگی خانوادگی و حمایت از جامعه بسیار پررنگ هستند. در این فرهنگها، افراد اغلب احساس میکنند که باید نیازهای دیگران را بر نیازهای خود مقدم بدارند. این موضوع بهویژه در مورد زنان صدق میکند، که بهطور سنتی انتظار میرود نقشهای مراقبتی مانند مادر یا همسر فداکار را ایفا کنند.

علاوه بر این، فشارهای اجتماعی میتوانند افراد را به سمت حمایت از دیگران سوق دهند. برای مثال، انتظارات جامعه از یک فرد بهعنوان یک «دوست وفادار» یا «فرزند وظیفهشناس» میتواند باعث شود که او خود را ملزم به مراقبت از دیگران بداند، حتی اگر این کار با خواستههای شخصیاش همخوانی نداشته باشد.

۴. انگیزههای ناخودآگاه در حمایت از دیگران
حمایت از دیگران گاهی ریشه در نیازهای ناخودآگاه دارد. برخی افراد با کمک به دیگران به دنبال جبران کمبودهای عاطفی خود هستند یا میخواهند جایگاه خود را در روابط اجتماعی تثبیت کنند. برای مثال، طبق پستی در شبکه اجتماعی X، برخی افراد از حمایت از دیگران بهعنوان راهی برای دریافت حمایت متقابل در آینده استفاده میکنند: «من از دیگران مراقبت میکنم تا در زمان نیاز، آنها از من مراقبت کنند.»
همچنین، ترس از طرد شدن یا احساس گناه میتواند انگیزهای برای حمایت از دیگران باشد. افرادی که نگران از دست دادن روابط خود هستند، ممکن است با مراقبت بیش از حد از دیگران سعی کنند این روابط را حفظ کنند. در برخی موارد، حمایت از دیگران میتواند به فرد احساس کنترل یا قدرت در روابط بدهد.
۵. تأثیر حمایت از دیگران بر سلامت روان
حمایت از دیگران میتواند اثرات مثبت و منفی بر سلامت روان داشته باشد. از یک سو، کمک به دیگران باعث ترشح هورمونهای شادیآور مانند اکسیتوسین و دوپامین میشود که به کاهش استرس و افزایش رضایت از زندگی کمک میکند. مطالعات نشان دادهاند که افرادی که بهطور منظم از دیگران حمایت میکنند، روابط اجتماعی قویتری دارند و احساس بهتری نسبت به خودشان دارند.
از سوی دیگر، حمایت بیش از حد و بدون توجه به نیازهای شخصی میتواند به فرسودگی عاطفی منجر شود. افرادی که همیشه دیگران را در اولویت قرار میدهند، ممکن است احساس خستگی، ناامیدی یا حتی خشم پنهان کنند، بهویژه اگر تلاشهایشان مورد قدردانی قرار نگیرد.
نتیجهگیری
حمایت از دیگران رفتاری پیچیده است که تحت تأثیر عوامل روانشناختی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی قرار دارد. این رفتار میتواند از نیاز به ارزشمندی، تربیت خانوادگی یا انتظارات اجتماعی سرچشمه بگیرد. اگرچه حمایت از دیگران میتواند به بهبود سلامت روان و تقویت روابط کمک کند، اما بدون تعادل ممکن است به فرسودگی عاطفی منجر شود. با شناخت انگیزههای درونی و ایجاد مرزهای سالم، میتوان حمایت از دیگران را به یک تجربه مثبت و سازنده تبدیل کرد.
برای اطلاعات بیشتر در مورد سلامت روان و مدیریت روابط، مقالات دیگر سایت ما را مطالعه کنید یا با یک روان درمان مشورت کنید.
